
برای من که معمولا در طول تعطیلات عید هیچ غلطی نمی کنم و مثل دیوانه ها گوشه اتاق می نشینم و به درو دیوار نگاه می کنم خواندن رمان همسایه ها (احمد محمود)غنیمتی بود.کتاب را در دومین روز فروردین شروع کردم و در آخرین ساعات نحس ترین روز سال به پایان بردم.(اشتباه نکنید. نه تعداد صفحات کتاب زیاد بود و نه زبانش صقیل بود.زمان طولانی به پایان رسیدن کتاب کاملا به بیحوصلگی من مربوط می شود.)
قصد دارم حاشیه ای برای این کتاب بنویسم.دلم می خواهد از این به بعد در وبلاگم درباره کتابهایی که خوانده ام بیشترصحبت کنم.البته هر وقت که کفگیر داستانهایم به ته دیگ بخورد!
1.احمد محمود نویسنده ای است که هر یک از رمانهایش به گونه ای با مهم ترین رویداد های معاصر کشورمان پیوند خورده است..از ملی شدن صنعت نفت (همسایه ها) تا انقلاب اسلامی (مدار صفر درجه) و جنگ هشت ساله ایران و عرق (زمین سوخته و ...) که اغلب مستندی است برای مبارزات و رنجهای توده فقیر ایران برای به دست آوردن شرایط برتر اقتصادی و اجتماعی. او رئال و توصیف گونه می نویسد و زبانش البته ـ غیر از این کتاب ـ کمی زمخت و بی احساس است.
2.رمان همسایه ها به گونه ای داستان زندگی شخصی او نیز هست.محمود تحصیلاتش را در دوره دبیرستان نیمه کاره رها می کند و مدتی نیز به فعالیتهای سیاسی روی می آورد. خالد راوی داستان "همسایه ها" با خانواده فقیرش در خانه های همسایه نشین همراه با گروهی دیگر زندگی می کنند .اوبه طور اتفاقی با گروهی مبارزآشنا می شود.گروهی که با تشکیل متینگ و توزیع روزنامه و اعلامیه مبارزات نهانی انجام می دهند..پس از مدتی پدرش برای تامین زندگی خانواده اش به کویت می رود و خالد _که تا کلاس چهارم بیشتر درس نخوانده _در قهوه خانه هم خانه اش ـ امان آقا ـکار می کند و نان آور خانواده اش می شود.در عین حال آشناییش با این گروه مبارز سبب شکل گیری شخصیتش می شود.کتاب می خواند,اعلامیه پخش می کند و در متینگها شرکت می کند.تا آنجا که زندانی می شود و ..
3.شاید مهمترین نکته درباره رمان "همسایه ها "این باشد که احمد محمود صادقانه و بدون هیچ گونه محافظه کاری همه اعمال و اتفاقاتی که در خانه مشترک خالد و همسایه ها اتفاق می افتد را توصیف می کند.تا آنجا که پرده از این بر می دارد که آدمهای خانه برای ارضای امیال نهفته و عقده های درونی به هم خانه هایشان روی می آورند.مانند تجاوزهای مکرر بلور خانوم _همسر امان آقا ـ که از داغ نداشتن فرزند به خالد روی می آورد که محمود بی رحمانه آنها را توصیف می کند و ...شخصا قسمتهایی از رمان را که در خانه می گذرد را بیشتر ترجیح می دهم تا فعالیتهای سیاسی خالد و ماجراهای ملی شدن صنعت نفت که متاسفانه بدجوری هم تاریخ مصرف دار است.کاش خالد هیچ گاه با گروهای مبارز آشنا نمی شد.
4.ضعف اساسی در رمان"همسایه ها" که سبب شده این رمان به یک شاهکار تبدیل نشود این است که احمد محمود نتوانسته هدف و جهان بینی مشخصی برای داستانش ارائه دهد.رمان از همه چیز می گوید.فقرخالد و آدمهای اطرافش,شخصیت مبارز پندار و مبارزات نهان آنها,عشق خالد به دختری سیاه چشم،تحصن خالد و هم بندیانش برای بهبود غذای زندان و البته همه اینها در هاله ای از ابهام و بدون هیچ گونه نتیجه گیری مشخص به پایان می رسد.آیا محمود با بازگو کردن این تلاشها می خواسته خوانندگانش را برای مبارزات نهان سیاسی و تحصن و ... تشویق کند؟ قسمتهای مربوط به فعالیتهای سیاسی پندار و بعدها اضافه شدن خالد خوب پردازش نشده است.مشخص نیست چه گروهی هستند و هدفشان چیست؟از ملی شدن صنعت نفت می رسند به این که کارگران کارخانه ریسندگی را تشویق به تحصن کنند,چون مدتی است ساعت ده صبح به آنها شیر برای نوشیدن نمی دهند!به نظر می رسد محمود می خواسته همه رویدادهایی که در زندگی خالد افتاده را توصیف کند.به این هم کاری نداشته که آیا این اتفاقات به هم مربوط بوده یا خواننده می تواند از آن نتیجه کلی بگیرد یا نه؟