
گفتی،
یعنی "رفتن؟"
جاده یعنی تکرار همین واژه؟
دریغ!
دوست دانایم!
دانا باش ـ
که حقیقت بس غمناک تر است
جاده "رفتن"نیست
که تو بتوانی با آسانی،
چند کمند
سوی آفاقی چند
از پی صید ابعاد زمان اندازی
که به دام آری آهو های "می روم و خواهم رفت و خوا..."
که به بند آری آهو های چست زمان را
...........................................
جاده رفتن نیست
(جاده مصدر نیست)
جاده یک "صیغه" غربت بار است
جاده یک صیغه که تکرارش
گردبادی است که با خود خواهد برد
ـ که برد! ـ
هر چه برگ و باغ دل تو
هر چه بال و پر و پروانه پندار مرا
جاده "رفتن" نیست
جاده طومار و نواری نه و جویباری
جاده یعنی رفت!
رفت!
رفت!
همین!(دیدار در فلق.منوچهر آتشی)
انتظار
انتظار
انتظار محکومی که در زندان منتظر حکم اعدام است
شب را به روز بردن بی هم آغوشی
تبسمی
یا شاید سر پناهی
انتظاری است لجوج و غم انگیز
.......................................
کدام را اتتخاب می کنی؟
جا خوش کردن در سنگ قبرت
تلاشی سر در گم برای یافتن
مفهومی مجرد
فرو رفتن در"چرا"یی گفتن و نتوانستن
گزیر تنهایی
یا شاید ساختن سر پناهی
تفاهم نتوانستن
از چهره رنگین عشق رنگین کمانی ساختن
گریز از تنهایی
افسوس!هیچ انتخابی نیست
وقتی عاشق شدن هم از عشق فارغ شدن است
عشق هم نمی تواند پناهگاهت شود
.......................................
زندگی زمینی است پهناور که هر کس سهمی دارد از آن
سهم من همین است
انتظار محکومی که در زندان منتظر حکم اعدام است
برای خالی گلدان ها
که هیچ گلی را ندیده اند
وهیچ عطری را
چه می توانم گفت
من هر چه از شکوفه بگویم
و هر چه از شکفتن
گل های پیرهنم را
هر چه نشان دهم
وقتی که باغ
بیرون از بهار ایستاده
چه می توانم گفت
شاید برای خالی گلدان امروز
چند شاخه گل مصنوعی باشد( کتاب رنگ ها و سایه ها.مهدی مظفری.انشارات مروارید.صفحه ۴۵-۴۴)
ـ خالی گلدان ها نه استعاره ای از قرن دود و آهن خالی از عاطفه معاصر است نه سمبول میهن و کهن دیاران و دیاران یاران و جانان است و نه حتی به انتخابات ریاست جمهوری دهم یا وبلاگ من(!) ربطی دارد.خالی گلدانها دقیقا خالی گلدانهاست.
ـاحتمالا دیگر داستانی مشابه "پک آخر" در وبلاگم نخواهد دید.فهمیدم این مدل داستانها که برای فهمیدنش حداقل نیاز به دوبار خواندن نسبتا دقیق دارد از حوصله وبلاگ خوانها خارج است.علنا اعلام می کنم غلط کردم و قول می دهم از این به بعد اگر داستانی هم می آورم به کلاسیک ترین شکل ممکن و با ساده ترین کلمات بیانش کنم.