تبليغاتX
سرگردانی های یک غریبه
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
"یه جوک قدیمی هست.دو تا پیرزن در منطقه کوهستانی اسیر بودند.یکیشون میگه:می دونی غذای این جا واقعا وحشتناکه؟"دومی میگه:"آره...ولی همونشم واقعا به آدم کم می دهند.خب طرز فکر من درباره زندگی دقیقا همینطوره.پر از تنهایی ... نکبت... زجر کشیدن... تازه خیلی هم زود به آخر می رسه....یا این یکی که مردی مرغی تو خونش نگه می داشته  و بهش آب و دونه می داده .مرغ اصلا تخم مرغ نمی داده.یک روز همسایش ازش می پرسه چرا مرغی رو تو خونت نگه می داری که اصلا تخم مرغ نمی ده؟مرد جواب می ده:شاید یه روز تخم مرغ بدهد.به نظرم رابطه ما با دخترها دقیقا همینجوربه.همیِشه منتظر اتفاقی خوشایندی هستیم که هیچ وقت هم رخ نمی دهد."

وودی آلن در فیلم"annie hall"(نقل به مضمون)

+ پیمان
نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1